islamic culture
آیا می دانید بیش از۹۰ درصد شبکه ها و سایت های مستهجن بوسیله اراذل اوباش غاصب و بی هویت اسراییلی طراحی و راه اندازی و حمایت و اداره می شوند و هدفی جز گمراهی افکار جوانان جهان خصوصا مسلمانان برای پیشبرد اهداف خود ندارند .
از روحانیت محترم سوال می کنم عکس العملتان چیست؟؟؟ ما که توانمان همین است. شما چه کردید؟؟؟
بخشندهترین مردم
انسان و حیوان
با امید به یگانه هستی بخش این بحث را آغاز می کنیم امید است گامی در جهت شناساندن فرهنگ اسلامی برداشته باشیم.
۱- تفاوت های انسان و حیوان
اصولا در مکاتب مختلف در این باب بحث ها شده است که به طور خلاصه بیان می کنم و سپس نظر دین مبین اسلام در این باب را مطرح می کنم .
دکارت می گوید تنهاوجودجاندار انسان است و حیوان حتی موجود زنده نیست . فلاسفه غرب و جمعیت غالب تمدن نو ظهور و ناقص غربی نظر بر این دارند که انسان با حیوان برابری می کند. یعنی انسان نیز نوعی حیوان است باتنها یک سری نیازهای مادی بیشتر .
اما اسلام می گوید تفاوت های اساسی وجود دارد که این تفاوت ناشی از بینش ها و گرایش های آن دو است . یعنی انسان یک سری بینش ها و گرایش های بیشتر از حیوان دارد یا به عبارتی دیگر بینش ها و گرایش های حیوان محدود است .
محدودیت های بینش حیوان :
حیوان بینش و نگاهی سطحی نگر دارد یعنی کاری به این ندارد که مثلا علفی که میخورد از لحاظ میکروسکوپی چگونه است .
حیوان بینشی فردی دارد یعنی اجتماعی نیست و اصلا به فکر این نیست که مثلا هم نوعم گرسنه است.
حیوان بینشی منطقه ای دارد یعنی کاری به این ندارد که مثلا در فلان قاره چه خبر است .
حیوان بینشی حالی دارد یعنی کاری به آینده و گذشته ندارد مثلا کاری ندارد که در آینده سیل می آید یا نه.
در باب خواسته ها نیز همین محدودیت ها هست مضاف بر اینکه خواسته های حیوان منحصرا مادی است ولی انسان خواسته هایی معنوی دارد . همین تفاوت هاست که انسان را انسان و حیوان را حیوان کرده . به مجموعه بینش های انسان نسبت به هستی عقل گویند و به مجموعه خواست های انسان ایمان گویند بنابراین عقل و ایمان سبب تمایز انسان و حیوان شده.
دوست و دشمن
مَنْ أحَبَّكَ نَهَاكَ وَمَنْ أبْغَضَكَ أغْرَاكَ.
دوست تو كسی است كه تو را از [گناه] باز دارد و دشمنت، آن كه تو را [بدان] وادارد.
تا لحظاتی دیگر اعمال مخصوص عید فطر در وب قرار خواهیم داد منتظر باشید.
محمد صادق عظیمی فر ---- سردبیر مسلمان بیدار
داشتم فکر میکردم به این که کار فرهنگی فقط در عرصه دین و دیانت خلاصه نمی شه و تصمیم گرفتیم که از Google Earth هم بنویسیم.
ویرایش جدیدی از برنامه Google Earth بصورت آزمایشی عرضه شد.
بنابر گفته های شرکت گوگل ، در این نسخه امکانات جدیدی به آن اضافه شده است تا جستجوی زمین بهتر از گذشته گردد.
ظاهر برنامه دچار تغییرات زیادی شده است تا محیط کاربر پسندتری را در اختیار استفاده کنندگان قرار دهد. از جمله این تغییرات می توان به قرار گرفتن نوار ابزار در قسمت بالایی برنامه اشاره کرد که دسترسی به امکانات مورد نیاز کاربر را سریع تر می کند. همچنین قسمت های حرکتی و اسکرول در هنگام عدم استفاده بطور اتوماتیک از صفحه محو میشوند تا تصویر واضح تری در اختیار کاربر قرار دهند.
در ویرایش جدید از امکانات برنامه Google SketchUp استفاده شده است تا مدلهای سه بعدی شباهت بیشتری نسبت به واقعیت داشته باشند. با استفاده از برنامه مذکور شما می توانید مدلهای سه بعدی خودتان را رسم کنید.
بهترین امکانی که گوگل در این نسخه به برنامه اش اضافه کرده است امکان استفاده از خلاقیت میلیون ها کاربری است که اطلاعات جغرافیایی خودشان را به این برنامه اضافه و به با یکدیگر به اشتراک گذارده اند، این اطلاعات از طریق فایل هایی با فرمت KML قابل اضافه کردن و به اشتراک گذاری است.
همچنین با استفاده از الگوریتم جدید سرعت لود شدن نقشه ها بیشتر شده است و در نتیجه مدت زمان کمتری برای دیدن یک سطح با کیفیت بیشتر لازم خواهد بود.
سایر ویژگی های نشخه جدید عبارت است از :
» این نسخه علاوه بر زبان انگلیسی به زبانهای دیگر مانند فرانسوی ، ایتالیایی ، آلمانی و اسپانیایی قابل استفاده است.
» پشتیبانی GPS پیشرفت کرده است (فقط در نسخه Plus از Google Earth )
» محیط و عمق زمین بهتر شده است . در نتیجه تفاوت قلل و دره ها ملموس تر شده است.
[+] دانلود نسخه آزمایشی Google Earth ver 4 Beta
| نواهای حزب الله |
|

دادگاه اشتوتگارت آلمان در بررسی پرونده معلم محجبه اخراج شده از مدرسه، حجاب را حق مسلم او دانست.
به نقل از پایگاه اینترنتی اسلامآنلاین، بنا بر حكم این دادگاه دستور مقامات مدرسه مبنی بر اجبار معلم مسلمان 55 ساله برای درآوردن حجاب خود در كلاس درس غیرقانونی بوده و آنها حق انجام چنین كاری نداشتهاند.
این دادگاه اعلام كرد: مقامات مدرسه با اینكار خود در واقع قانون برخورداری تمامی مذاهب از حقی مساوی را نادیده گرفته و آن را نقض كردهاند، زیرا راهبههای مسیحی علیرغم داشتن حجاب اجازه دارند تا در مدارس كشور تدریس كنند.
سال 2003، درست زمانیكه طرح ممنوعیت حجاب در فرانسه به رای گذاشته شد، این قانون برای دانشآموزان مسلمان در پارلمان آلمان نیز مورد بحث و گفتگو قرار گرفت.
همان سال دیوان عالی محاكمات آلمان، دادگاه قانون اساسی، تصویب كرد كه اجبار معلمان مسلمان برای درآوردن حجاب در كلاس درس كار اشتباهی است ولی به هرحال هر كدام از 16 ایالت آلمان به طور مستقل و جداگانه میتوانند رای به عدم استفاده از نمادهای مذهبی در كلاسها درس دهند.
در حال حاضر هشت ایالت از ایالتهای آلمان حجاب را برای معلمان مسلمان مدارس دولتی این كشور ممنوع كردهاند.
گفتنی است: حدود پنج میلیون مسلمان در آلمان زندگی میكنند كه اكثر آنها را مهاجران ترك، تونسی و مراكشی تشكیل میدهند.
در معنای توسعه
«توسعه» در فرهنگ امروزی ما شاید از نظر لفظ تازه باشد اما از نظر معنا تازه نیست. این معنا اگر نخستین سوغات غرب برای ما نباشد، از اولین رهآوردهای غربگرایی و غربزدگی در كشور ماست.
لفظ «ترقی»(١) از اولین كلماتی است كه فرنگرفتههای ما از نخستین روزهای آشنایی با غرب برای توصیف آن دیار به كار بردهاند. «ممالك راقیه» ـ كه به معنای كشورهای مترقی و پیشرفته است ـ با آنكه سالهاست از زبان و فرهنگ عام ما حذف شده، اما هنوز هم در اذهان ما چندان غریب و نامأنوس نیست.(٢)
برای دریافت معنای توسعه باید مفهوم این كلمه (ترقی) را دریافت، چرا كه اصولاً همین اندیشهی ترقی اجتنابناپذیر بشر است كه مبنای توسعهی تمدن كنونی بشر در ابعاد مادی و حیوانی وجود او قرار گرفته است.
پیش از آنكه به مفهوم كلمهی ترقی در تفكر غربی بپردازیم، از آنجا كه بسیاری از برادران سادهدل مسلمان ما لفظ توسعه(3) یا ترقی را با معنای رشد و تعالی در قرآن مرادف میگیرند و بر مبنای همین برداشت سادهلوحانه دربارهی اندیشهی ترقی و توسعه در اسلام نظر میدهند، باید به تحقیق در معنای «رشد» و «تكامل و تعالی» در قرآن بپردازیم.
لفظ «رشد» و تركیبات مختلف آن مجموعاً نوزده بار در قرآن مجید آمده است و آیهی مباركهای كه بیشتر از دیگران مورد استناد قرار گرفته آیهی ٢٥٦ از سورهی «بقره» است كه «رشد» را صراحتاً در مقابل «غی» قرار داده است: لا اكراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی(4). راه رشد (سبیل الرشاد)(5) راهی است كه انسان را به سوی علت غایی وجود خویش و آن هدف خاصی كه از آفرینش بشر مقصود پروردگار متعال بوده است هدایت میكند و آن را «راه صلاح» ترجمه كردهاند. با این ترتیب، این كلمه هرگز به معنای توسعه یا ترقی نیست، هر چند از وجهی كه بیان خواهد شد به تعالی و تكامل تاریخی بشر نیز اشاره دارد؛ اما عجالتاً از این لفظ و مشتقات آن در قرآن مجید معنایی كه دلالت بر ترقی و توسعه ـ به مفهوم فرنگی آن ـ داشته باشد مقصود نشده است.
خود لفظ توسعه نیز مصدر ثلاثی از ریشهی «وسع» و به معنای ایجاد وسع و فراخی است و با صرف نظر از اینكه این كلمه در قرآن وجود داشته باشد یا نه، خود این لفظ ترجمهای است از یك كلمهی فرنگی (development) و جست و جوی آن در قرآن هیچ مناسبتی ندارد. باید به سراغ معنای آن رفت و تحقیق كرد كه آیا قرآن مجید این معنا را تأیید میفرماید یا نه، و آیا در این جهت ما را راهنمایی فرموده است یا خیر پیش از ادامهی مطلب باید این تذكر عنوان شود كه قرآن مجید نازلهی مقام علمی پروردگار و عصارهی عالم وجود است و اینچنین، بدون تردید مطلبی نیست كه در آن قابل جست و جو و تحقیق نباشد؛ منتها برداشت از قرآن نیاز به مقدمات و شرایطی دارد كه بدون این شرایط و مقدمات هرگز نمیتوان در آن دریای بیكرانه قدم گذاشت.
منظور از «توسعه» در جهان امروز، صرفاً توسعهی اقتصادی با معیارها و موازینی خاص است و اگر گاهی سخن از «توسعهی فرهنگی» هم به میان بیاید مقصود آن فرهنگی است كه در خدمت «توسعهی اقتصادی» قرار دارد. چنانكه وقتی سخن از آموزش نیز گفته میشود هرگز آن آموزش عام كه ما از این كلمه ادراك میكنیم مورد نظر نیست بلكه منظور آموزش متد و ابزار توسعه (در همان وجه خاص) است نه چیز دیگر.
دربارهی اینكه میزان این توسعهی اقتصادی چیست و چگونه است كه جهان بر اساس این میزان خاص به جوامع «توسعه یافته» و «توسعه نیافته» تقسیم میشود، در فصلهای بعدی این كتاب به بحث خواهیم پرداخت. اما عجالتاً به تحقیق در مفهوم اجمالی توسعه ـ كه ایجاد فراخی و رفاه بیشتر در زندگی مادی انسان و پیشبرد او در جهت تمتع هر چه بیشتر از مواهب طبیعی باشد ـ میپردازیم.
در غرب همواره برای تفهیم ضرورت توسعه، دو تصویر برای انسان میسازند و او را وا میدارند كه این دو تصویر را با یكدیگر قیاس كند: تصویر اول جامعهای انسانی را نمایش میدهد كه در محیطهای روستایی كثیف، بدون بهداشت و لوازم اولیهی زندگی، در جنگ با عوامل ناسازگار طبیعی مثل سیل و قحطی و فرسایش خاك و اسیر امراضی مثل مالاریا، سل، تراخم و سیاه زخم، همراه با فقر غذایی و بیسوادی و جهالت و بلاهت، در خوف دائم از عواملی كه علل آنها را نمیشناسد و بر سبیل خرافهپرستی ریشهی آنها را در مبادی غیبی جست و جو میكند، به سر میبرد. تصویر دوم جامعهی انسانی دیگری را نشان میدهد كه در شهری صنعتی یا نیمهصنعتی، برخوردار از بهداشت و ارتباط فردی و جمعی ـ كه از غلبهی او بر طبیعت و تسخیر آن حكایت دارد ـ در وضعیتی مطلوب كه بر طبق بیان آمارهای رسمی مرگ و میر در آن به حداقل رسیده و دیگر نشانی از مالاریا، سل، تراخم، سیاه زخم و فقر ویتامین و پروتئین بر جای نمانده، هوشیار و آگاه، بهرهمند از همهی امكانات آموزشی، بدون ترس و خوف، مطمئن و متكی به نفس در جهانی كه همهی قوانین آن را و علل حوادث آن را میشناسد، زندگی میكند.(6)
خوب؛ حالا این دو تصویر را با هم مقایسه كنید! (هر كس بهتر مقایسه كرد جایزه دارد و جایزهی آن هم یك تور یكماهه به سواحل مدیترانه است!) معلوم است و جای هیچ تردیدی هم در آن نیست كه دومی بهتر است. اگر ـ العیاذ بالله ـ خداوند هم صراحتاً با اسم و رسم و نشان در قرآن گفته بود كه اولی بهتر است، كسی قبول نمیكرد چرا كه دومی به مذاق هلوع و حریص انسان خوشتر مینشیند. اما بهراستی، صرف نظر از آنچه كه بر سبیل مطایبه (با روش تبلیغی خود غربیها) گفته شد، كدامیك از این دو تصویر زیباتر است؟ باز هم دومی؟
در همینجا باید تذكراً عرض شود كه این مقایسه اصلاً از ریشه غلط است و ما در فصلهای بعدی این كتاب مفصلاً بدان خواهیم پرداخت. در این قیاس وجوه مقایسه كاملاً مغرضانه انتخاب شده. در تصویر اول جامعهای تجسم یافته كه هر چند روستایی و طبیعی است اما از آرمانهای حیاتی اسلام و احكام آن به طور كامل دور افتاده است، حال آنكه تصویر دوم تصوری كاملاً خیالی و غیر واقعی است از جامعهای صنعتی و ایدهآل كه پارامترهای عدم اعتدال روانی، فساد جنسی و اخلاقی، نابودی عواطف و احساسات بشری، آلودگیهای مرگبار رادیواكتیویته و جنگ دائمی و كفر و شرك و لامذهبی، از مجموعهی عوامل آن پاك شده است.
آیا میتوان معنای توسعه را با مفهوم تكامل و تعالی در اسلام انطباق بخشید؟ خیر، مفهوم تكامل و تعالی در قرآن اصالتاً به ابعاد روحانی و معنوی وجود بشر است كه بازگشت دارد و این تكامل روحانی نه اینچنین است كه ضرورتاً با توسعهی مادی بشر ملازمه داشته باشد، بلكه بر عكس ثروت و استقلال در قناعت است، و صحت در اعتدال و پرهیز از تمتع (به معنای قرآنی آن)، و تعالی در از خود گذشتگی و ایثار، و سلامت نفس در غلبه بر امیال نفسانی و شهوات نفس اماره بالسوء است. مقصود این نیست كه در اسلام روح و جسم و معنا و ماده در تعارض و تضاد ذاتی با یكدیگر قرار گرفتهاند. خیر، روح و جسم و معنا و ماده در اصل و ریشه متحدند و هیچ تضادی بین آن دو وجود ندارد، اما در مراحل اول از آنجا كه هر یك از قوای چهارگانهی شهوت و غضب و وهم و عقل منفردا و مجرد از سایر قوا سعی میكنند كه حاكمیت كل وجود بشر و شخصیت او را در كف خویش بگیرند، باید برای ایجاد اعتدال در میان این قوا از افراط و تفریط در ارضای تمایلات و خواهشهای آنان پرهیز كرد، چرا كه زمینهی تكامل انسانی در اعتدال این قواست كه فراهم میشود. از این رو اسلام از یكسو انسان را فیالمثل به روزه گرفتن و امساك و قناعت وا میدارد و از سوی دیگر مؤكداً او را از زهد و درونگرایی مفرط پرهیز میدهد و این هر دو با توجه به علت غایی وجود انسان و آن هدفی است كه به سوی آن در حركت است.
منتهای حركت تكاملی انسان و جهان و تاریخ در قرآن، الله است و این معنا در بسیاری از آیات قرآن مجید با تعبیراتی گوناگون همچون الی ربك المنتهی(7)، الی الله المصیر(8)، ان الی ربك الرجعی(9)، الیه راجعون(10) و... بیان شده است. اصل و ریشهی این حركت در جوهره و معنای عالم است كه جریان دارد و ماده و ظاهر عالم نیز در تبعیت از این حركت معنوی تغییر پیدا میكند. بنابراین، تكامل و تعالی در معارف اسلام به یك حركت همهجانبه كه در آن بعد فرهنگی و معنوی دارای اصالت است برمیگردد و حال آنكه در غرب تكامل به تطور انسان از صورتهای پستتر حیوانی به صورتهای تكاملیافته اطلاق میشود.
سخن از این نیست كه آیا اسلام این تطور را میپذیرد و انسان را موجودی از نسل میمونها میداند یا نه، بلكه سؤال این بود كه آیا معنای «توسعه» با «تكامل و تعالی» در فرهنگ و معارف اسلامی انطباق دارد یا خیر. خیر، حركت به سوی تكامل و تعالی در اسلام لزوماً با توسعهی مادی و اقتصادی همراه نیست و بلكه بالعكس، تعالی معنوی با قناعت و زهد و مصرف كمتر و... ملازمه دارد. و البته این سخن نه بدین معناست كه توسعهی اقتصادی مخالف با تكامل باشد، نه! اما ضرورتاً این نیست كه بشر برای تكامل ـ به معنای وسیع آن در اسلام ـ ناچار از توسعهی اقتصادی باشد. برای توجیه توسعه به سراغ این نظریه نیز نمیتوان رفت. اگر حكومت اسلامی میخواهد برای رشد و تكامل انسانی برنامهریزی كند، اصالتاً باید به ابعاد معنوی و روحانی وجود بشر توجه پیدا كند و در مرحلهی اول موانعی را كه راه تعالی روحانی بشر به سوی خدا را سد كردهاند از سر راه بردارد و از جملهی این موانع فقر مادی است. بنابراین، اولاً توجه به از بین بردن فقر مادی امری تبعی است نه اصلی و ثانیاً هدف از آن دستیابی به عدالت اجتماعی است نه توسعه.
برای روشنتر شدن این مطلب شاید نیاز به توضیح بیشتری باشد. چه تفاوتی میكند كه از بین بردن فقر مادی امری «اصلی» باشد یا «تبعی»؟ تفاوت در اینجاست كه امور اصلی خودشان لزوماً و اصالتاً به عنوان محور و مبنای عمل مورد توجه قرار میگیرند، حال آنكه امور تبعی فرعی و كفایی هستند. بدین ترتیب وظیفهی اصلی حكومت اسلامی اصلاً تزكیه و تعلیم اجتماع است، اما چون فقر و فقدان عدالت اجتماعی مانعی عظیم در برابر این هدف اصلی است بالتبع به از بین بردن فقر و سایر موانع میپردازد و به طور موازی در جهت تكامل و تعالی معنوی جامعه برنامهریزی میكند. بنابراین، آموزش و فرهنگ در خدمت رفع محرومیتها و از بین بردن فقر قرار نمیگیرد، بلكه مبارزه با فقر در خدمت اعتلای معنوی و فرهنگی است.
شاید هنوز هم روشن نشده باشد كه این دو نحوهی نگرش به فقر و فرهنگ چقدر با یكدیگر متفاوت است. در یك برنامهریزی وسیع و درازمدت، اگر مبارزه با فقر مادی به عنوان محور و اصل اتخاذ شود، آنگاه آموزش و فرهنگ نیز به عنوان امور تبعی در خدمت آن قرار خواهند گرفت؛ اما اگر اعتلای فرهنگی (یعنی تزكیه و تعلیم) محور و اصل قرار بگیرد، آنگاه مبارزه با فقربه عنوان امری تبعی و مانعی بر سر راه تكامل و تعالی معنوی لحاظ خواهد شد.(1١)
از طرف دیگر، هدف حكومت اسلامی در مبارزه با فقر دستیابی به عدالت اجتماعی است نه توسعه. آیا مفهوم «دستیابی به عدالت اجتماعی» با معنای «توسعه» یكی است؟ آیا «توسعه» به مفهوم «زدودن فقر» نیست؟
نخست به سراغ معنای «توسعه» در جهان امروز میرویم و آنگاه این معنا را در نظام ارزشی اسلام مورد ارزیابی قرار میدهیم و اینچنین، مشخص خواهد شد كه این مفاهیم سهگانه ـ فقر، عدالت اجتماعی، و توسعه ـ چه نسبتی با یكدیگر دارند.
پی نوشتها:
١. progress
٢. راقیه اسم فاعل از ریشهی رقی به معنای اوج گرفتن و پیش رفتن است.
3. development
4. اجباری در دین نیست، كه صلاح و هدایت از ضلالت و ضرر تمیز یافته است.
5. این تعبیر قرآنی در آیات ٢٩ و ٣٨ سورهی غافر بهكار رفته است. _ و.
6. و البته بین خودمان بماند، هیچ اعتقادی هم به خدا و معاد و غیره ندارد و هر جور اعتقاد به «غیب» را خرافهپرستی میداند. این مطلب را در متن ذكر نمیكنیم، چون ممكن است مذهبیهای خرافهپرست(!) بفهمند كه بشر این همه را به چه بهایی پیدا كرده است و آن وقت از تمدن و پیشرفت رویگردان شوند.
7. نجم/٤٢
8. آل عمران/٢٨ ؛ نور/٤٢ ؛ فاطر / ١٨.
9. علق/٨
10. بقره/٤٦ و ١٥٦
1١. متأسفانه امروز ما از «فرهنگ» همان معنا را اختیار كردهایم كه در غرب معمول است. در تمدن غرب از آنجا كه نگرش ماتریالیستی بر همهی وجوه تفكر و مُنشآتِ آن غلبه یافته است فرهنگ فی نفسه دارای اصالت و معنا نیست، بلكه آموزش و فرهنگ به مثابه امور تبعی در خدمت وجوه و مظاهر دیگرِ تمدن قرار گرفتهاند؛ فیالمثل وقتی سخن از «فرهنگ توسعه» میگویند مقصود فرهنگی است كه به محدودهی آموزشهای تخصصیِ مربوط به توسعهی اقتصادی محدود میشود و حال آنكه در نظام اعتقادی اسلام كه روح و معنا دارای اصالت است، ناگزیر باید معنای ثابتی برای فرهنگ اعتبار كنیم نه آنكه به تبعیت از غربیها فرهنگ را در خدمت این چیز و آن چیز قرار دهیم. در نزد ما «فرهنگ» به معنای فرهنگ اسلام است، یعنی آن روح و حقیقت واحد و ثابتی كه در مجموعهی نظام اعتقادی اسلام وجود دارد؛ و فرهنگ با این مفهوم نمیتواند در خدمت توسعهی اقتصادی قرار بگیرد. (در فصلهای بعد ان شاءالله مفصلا بدین مطلب خواهیم پرداخت.)