islamic culture
پرفسور مولانا تاکید کرد : طرح شعار گفت و گوی تمدن ها فریب خوردگی بود، باید "تمدن گفت وگو ها " را مطرح کنیم . |
ماههای پایانی سال 84، روزهای پرالتهابی برای ایرانیان بود. تغییر لحن و تشدید حملات سیاستمداران آمریكایی و بعضا اروپایی به جمهوری اسلامی، كه به استفاده از تعابیری تند از سوی رئیسجمهور ایالات متحده و رایس، وزیر خارجه، رامسفلد، وزیر دفاع و نیكلاس برنز، مسئول پرونده ایران در دولت آمریكا انجامید، باعث شد تا این بار، افكار عمومی، از این تغییر رویكرد كاخ سفید، فضاسازی مشابه جنگ عراق را برای حمله نظامی به ایران برداشت كنند.
تداوم این افزایش تنش حتی به تعیین تاریخ احتمالی حمله آمریكا به ایران از سوی برخی تحلیلگران انجامید و میانه تعطیلات نوروزی، زمان احتمالی این حمله تعیین شد، اما با گذشت روزها، هفتهها و ماهها از آن تاریخ، نه تنها حمله نظامی به ایران نشد، بلكه هرچه گذشت، از فضای تنشآمیز مواضع ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی كاسته شد و حتی واشنگتن برای نخستین بار، آمادگی خود را برای مشاركت مستقیم در مذاكرات پرونده هستهای ایران، كه طی سه سال گذشته، همواره از آن دوری میجست، ابراز كرد.
به راستی، چرا آمریكا به ایران حمله نكرد و آیا در آینده این حمله انجام خواهد گرفت؟
خارج از انصاف است كه فضای حاكم بر كشور در چند ماه پیش را كه نه تنها ایران را تحت تأثیر قرار داده بود، بلكه به موضوع نخست رسانههای گروهی جهان تبدیل شده و بسیاری از دولتهای منطقه را نیز آشفته كرده بود، تنها یك فضای تبلیغاتی بدانیم، چراكه قراین نشان میداد، ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت، فرصت مناسبی برای عملی ساختن تصمیم ایالات متحده برای اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی را پدید آورده است و این فضا حتی تأثیر محسوسی بر بسیاری از سیاستمداران و مقامات ایرانی گذارده بود؛ بنابراین، یافتن ریشهها و علت انجام نشدن اقدام نظامی علیه جمهوری، راه را برای تحلیل واقعبینانه فضای موجود خواهد گشود.
در این چهارچوب، گمانههای مختلفی برای كشف عامل جلوگیری از حمله نظامی آمریكا به ایران مطرح است كه در ادامه به صورت گذرا به آن اشاره میشود:
1ـ نیاز به اتمام حجت و فراهم آوردن اجماع جهانی:
آمریكا برای جلوگیری از تكرار فضای ضدجنگ ایجاد شده در میان دولتها و افكار عمومی جهان در جنگ عراق، نیاز به فراهم آوردن اجماع و همراهی عمومی علیه جمهوری اسلامی داشت و تعیین این فضا، جز با اتمام حجت و دادن فرصت بازگشت به تهران از مسیر به دست آوری فناوری هستهای ممكن نبود.
مشاركت چین، روسیه و اروپا برای بازگشت تهران از تصمیم خود، با این پیشبینی كه جمهوری اسلامی از فناوری هستهای چشمپوشی نخواهد كرد، به فراهم آوردن این اجماع كمك خواهد كرد؛ بنابراین، دادن فرصتی ششماهه برای اتمام حجت با ایران، علت اصلی اقدام نكردم نظامی علیه جمهوری اسلامی بوده است.
۲ـ تاكتیك فریب و خارج ساختن ایران از آمادگی:
تجربههای ملی آمریكا در جهان اسلام، نشان میدهد كه رویارویی با یك كشور اسلامی در شرایطی كه این كشور آماده مقابله است، هزینههای سنگینی در پی دارد؛ بنابراین، دادن نشانههای آرامشبخش به تهران و خارج كردن جمهوری اسلامی از آمادگی در برابر تهدید خارجی، باعث میشود كه در درجه نخست، قدرت مقاومت در داخل كاهش یابد و در وهله دوم، همراهی جهان اسلام با ایران در تقابل با آمریكا كاهش یابد، چراكه به دلیل انعطافهای متقابل ایران در برابر آمریكا، تصویر انقلابی موجود از تهران در جهان اسلام، مخدوش خواهد شد.
۳ـ بحران اقتصادی آمریكا:
سقوط محبوبیت بوش به سطحی بیسابقه در تاریخ ریاستجمهوری آمریكا، كه ناشی از دو عامل مشكلات اقتصادی و اقدامات امنیتی است، امكان رقم زدن حادثهای دیگر به ویژه در آستانه انتخابات كنگره را از دولت آمریكا میگیرد. حمله به ایران، قطعا تأثیر منفی محسوسی بر شرایط اقتصادی آمریكا، به ویژه قیمت فرآوردههای سوختی خواهد گذاشت و پیامدهای آن، فضای بسته امنیتی حاكم بر آمریكا را كه موجب نارضایتی عمومی در این كشور شده است، تشدید خواهد كرد؛ بنابراین، ایجاد وقفه در حمله به ایران، فرصت بهبود و آمادگی داخلی برای آمریكا را فراهم خواهد آورد.
4ـ شرایط متحدان:
وضعیت اسفبار بلر و دولت كارگر در انگلیس، سقوط برلوسكونی، متحد بوش در ایتالیا و به قدرت رسیدن دولت مخالف سیاستهای جنگطلبانه در اسپانیا، موازنه قوا در اروپا را برای آمریكا در مقایسه با شرایط جنگ عراق به شدت منفی كرده است. این شرایط آمریكا را از متحدان سنتی خود در اروپا محروم میكند و حمله به ایران باید رأسا صورت گیرد، ایجاد تأخیر در حمله باعث تغییر شرایط در اروپا و بهبود شرایط متحدان بوش خواهد شد.
5ـ عدم تكمیل پروژه سوریه:
به رغم پیشبینیهای صورت گرفته، پروژه سوریه با گذشت حدود ده ماه از آغاز آن هنوز به نتیجه نرسیده است، ائتلاف 14 سپتامبر در لبنان، رو به فرسایشی است و جریان «عبدالحلیم خدام» نیز به رغم تحركات اولیه خود، رو به افول است، سقوط بشار اسد و پیامد آن، خلع سلاح حزبالله لبنان، یكی از مقدمات مهم برای كلید خوردن پروژه ایران بود و اكنون كه دولت اسد، همچنان پابرجاست، نمیتوان با وجود نزدیكترین متحد ایران در خاورمیانه به سادگی به اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی دست زد. پایبندی به سناریوی صنفی اول سوریه، بعد ایران، هنوز مدافعان قدرتمندی در تصمیمسازان ایالات متحده دارد.
6ـ تشدید بحران فلسطین:
پایان دولت حماس به رغم فشارهای آمریكا و اروپا و نزدیكی این دولت با تهران، بیش از پیش، سرنوشت صلح خاورمیانه را به اراده جمهوری اسلامی گره زده است، به گونهای كه نه تنها تعیین تكلیف فلسطین به چراغ سبز تهران وابسته شده است، بلكه هر اقدام ناسنجیدهای علیه ایران، میتواند پیامدهای جبرانناشدنی را برای تلآویو به همراه داشته باشد؛ بنابراین، تا زمان حضور مقتدرانه كابینهای نزدیك به تهران در نوار غزه، اقدام یكجانبه علیه جمهوری اسلامی، توجیهناپذیر است.
7ـ به درازا كشیدن مسئله عراق، كه با گذشت حدود چهل ماه از سقوط صدام، هنوز حدود دویست هزار نیروی نظامی آمریكایی و اروپایی را زمینگیر كرده است، یكی از مهمترین عوامل تشدید نگرانی كاخ سفید از پیامدهای حمله به ایران است.
اكنون بیشتر چهرههای بانفوذ در دولت، مجلس و ریاستجمهوری عراق، از دوستان نزدیك جمهوری اسلامی هستند و علاوه بر رئیسجمهور و دو معاون وی، كه هر یك بیش از دیگری با تهران روابط نزدیك دارند در كنار دولت متشكله از دو جریان اصلی حزبالدعوه و مجلس اعلا، كه از بیشترین حمایتهای جمهوری اسلامی برخوردار بوده و هستند، فضایی را شكل دادهاند كه آثار انقلاب اسلامی را امروز در بغداد و نجف، اگر نه بیش از تهران، دستكم همپای ایران میتوان یافت. سپاه بدر و شبهنظامیان كرد اتحادیه و پارتی نیز در دوران جنگ با صدام، همدوش و تحت حمایت پاسداران ایران جنگیدهاند و حتی جریان صدریها نیز پس از تندرویهای اولیه، اكنون در چهارچوب دیدگاههای نهضت شیعه، خود را تعدیل كرده است.
پس در این شرایط، چگونه میتوان بدون توجه به مسئله عراق، درباره ایران تصمیم گرفت؛ افزون بر آن كه عوامل بروز آیتالله سیستانی، روحانی ایرانی به عنوان مرجع تقلید اول بلامنازع در جهان عرب، یاری بزرگی برای مرجعیت شیعه در ایران به شمار میروند و این همه كابوس نبرد با بیش از یكصدوبیست میلیون شیعه را كه در سراسر جهان اسلام از لبنان تا عربستان و از عراق تا شبهقاره هند پراكنده شدهاند، در صورت هدف قرار دادن امالقری جهان شیعه؛ یعنی ایران برای سیاستمداران ساكن در واشنگتن تصویر كند؟
8ـ فقدان آلترناتیو برای جمهوری اسلامی:
تجربه افغانستان و عراق به ایالات متحده، نشان داد كه اقدام نظامی و سقوط رژیمهای حاكم بر كشورهای اسلامی، پیش از آنكه جانشین مناسب و متناسب با سیاستهای غرب در این كشور پدیده آمده و تقویت شود، تنها راه را برای به قدرت رساندن گروههای اسلامگرا، هموار خواهد كرد.
تركیب دولت و مجلس كنونی عراق، كه دربرگیرنده اكثریتی اسلامگرا و مخالف نفوذ آمریكاست و همچنین تغییرات تدریجی در حكومت افغانستان، كه در راستای تضعیف جریان سكولار و مدافع آمریكا و تقویت نیروهای اسلامگرا پیش میرود، این پرسش را پدید آورده است، چه تضمینی وجود دارد كه حتی در صورت سقوط جمهوری اسلامی و با توجه به رخوت، تفرقه و ضعف حاكم بر اپوزیسیون جمهوری اسلامی، شامل گروههای سلطنتطلب و جمهوریخواه، زمینه برای به قدرت رسیدن گروههایی با تمایلی تروریستی فراهم نشود و یا حتی برخورد نظامی و براندازی جمهوری اسلامی به تقویت تمایل بنیادگرایانه در ایران و شكلگیری جریاناتی نظیر صدریها در عراق و گروههای ضدآمریكایی شبیه انصارالاسلام و «القاعده»، منجر نشود.
اطلاعات ذهنی و دور از واقعیات آمریكا، كه موجب شكلگیری خطای تحلیلی در ارزیابی قدرت، دامنه و پتانسیل اپوزیسیون جمهوری اسلامی شده است، در وقایعی چون مداخله كاخ سفید در ناآرامیهای سال 82 تهران به بیاعتباری رئیسجمهوری آمریكا انجامید و این حوادث، موجب شده است تا تحلیلگران دولت آمریكا با احتیاط بیشتری به ارزیابی اپوزیسیون جمهوری اسلامی بپردازند.
شاید بتوان گزینههای دیگری را نیز به عوامل حمله نكردن آمریكا به ایران افزود، اما مسلم آن است كه هر یك عامل یا تركیبی از این عوامل، دیگر نقش مستقیمی در تغییر نگرش و تصمیمگیری نسبت به جمهوری اسلامی در كاخ سفید ایفا نمیكند، بلكه این فرایند، موجب تغییر پارادایم چگونگی برخورد با جمهوری اسلامی در كاخ سفید شده است؛ پارادایمی كه نشانههای آن را بارها میتوان، در اظهارنظرهای رسمی و غیررسمی مقامات واشنگتن یافت. به نظر میرسد، ما در آینده شاهد به اجرا درآمدن استراتژی جدید كاخ سفید در برابر ایران باشیم و این تغییر راهبردی، تنها محدود به آمریكا نیز نخواهد شد.
شواهد از آن حكایت دارد كه شكاف استراتژیك میان آمریكا و دیگر كشورهای غربی درباره ایران كه براندازی و تعامل دو سوی این گروه بود، به سمت وحدتی راهبردی در حركت است كه موجودیتی یكپارچه از غرب را در برابر جمهوری اسلامی به تصویر خواهد كشید.
در آینده در اینباره بیشتر سخن خواهیم گفت.
منابع آگاه از تدوین نامه دوم محمود احمدینژاد خبر میدهند.

نامه دوم احمدینژاد،به یك مقام یا شخصیت سیاسی نخواهد بود و پیش بینی میشود هفته آینده منتشر شود.
رئیس جمهور در مصاحبه مورخ 4 اردیبهشت اعلام كرد:«به زودی برای سران چند قدرت مهم دنیا پیام خواهم فرستاد و با تشریح مسایل، آنها را به فرهنگ انبیاء كه شعار امسال ملت ایران است،دعوت می كنم تا صلح و آرامش به دنیا باز گردد.»
این گزارش می افزاید: تهیه و ارسال این نامهها ادامه خواهد داشت و رویكرد كلی آنها تلاش برای ایجاد صلح و آرامش در دنیاست.
اولین نامه احمدی نژاد دوشنبه هفته گذشته به جورج بوش رئیس جمهور آمریكا بود كه از طریق سفیر سوئیس در ایران برای وی ارسال شد،این نامه 17 صفحه بود و هنوز بوش به آن پاسخ نداده است.
كارشناسان اقدام بی سابقه احمدی نژاد در ارسال نامه به رئیس جمهور آمریكا كه از سوی رسانههای غربی به « بمب دیپلماتیك » تعبیر شد را اقدامی ابتكاری و شجاعانه ارزیابی كردند كه دولتمردان آمریكا را در انفعال قرار داد و نشان داد جمهوری اسلامی ایران اهل تفاهم و گفت و گو در چارچوبهای منطقی، ضمن پایبندی به اصول است.
سرزمین نور :
دولت احمدی نژاد و مشکل مدیران دولت خاتمی
صدها تن از مدیران دولت خاتمی به دلیل بی تدبیری مدیران جدید، بلااستفاده رها شده اند و علیرغم داشتن پست های رسمی دولتی، در هیچ فعالیت اجرایی یا مشاوره ای به کار گرفته نمی شوند.
به گزارش سرزمین نور نحوه برخورد با مدیران سابق و چگونگی استفاده از آنان در سیستم اداری و حکومتی، به معظلی برای دولت احمدی نژاد تبدیل شده است و به همین دلیل، صدها تن از آنان در ادارات مختلف بدون داشتن مسئولیت و کاری مشخص، سرگردان هستند و بسیاری از آنان نیز در جایگاهی بسیار نازلتر از سطح تخصص و توانایی شان، به کارهای عادی مشغول شده اند.
یکی از مدیران سابق در این زمینه گفت: متاسفانه به دلیل حاکم بودن برخوردهای خطی و جناحی بر روابط سیاسی بین مدیران، همیشه تعدادی از مدیران شایسته و توانمند از دور خدمت به کشور کنار گذاشته می شوند و این یک معضل برای نظام است و به دوره ای خاص هم تعلق ندارد. در واقع در همه دوره ها با آمدن دولت جدید، بسیاری از افراد توانمند کنار گذاشته و به جای آنان، افراد ضعیف هم خط و خودی جایگزین می شوند. از این گونه برخوردها، طبعا مردم و کشور آسیب می بینند. این مشکل در دولت احمدی نژاد بسیار بیشتر شده است زیرا مدیران جدید به شکلی باورنکردنی، دست به قلع و قمع مدیران سابق زده اند و صدها تن از آنان را حتی از پستهای کارشناسی و تخصصی هم کنار گذاشته اند.
وی به عنوان مثال از چهره هایی چون بهزاد نبوی، محمد سلامتی، مصطفی تاج زاده و بسیاری از وزرای دولت خاتمی یاد کرد که کارمندان رسمی ریاست جمهوری هستند ولی اکنون در هیچ فعالیت حتی مطالعاتی و مشاوره ای و حاشیه ای ریاست جمهوری هم مشغول به کار نیستند و با گرفتن حقوق و داشتن پست کارشناس عالی در دولت، به کار سیاسی و تشکیلاتی خود مشغولند.
بر اساس اطلاعات موجود، صدها نفر از این مدیران خود را بازنشسته کردند، گروهی از آنان با گرفتن مرخصی بدون حقوق، به فعالیت در بخش خصوصی مشغولند، گروهی از آنان در سطح ادارات می چرخند و از احاله هر کاری به آنان خودداری می شود، برخی از آنان مجاز به حضور در سر کار خود هم نیستند چون نامحرم تلقی می شوند.
به گفته یکی از مدیران سابق به خبرنگار فردا، طرحی در دولت خاتمی مورد پذیرش قرار گرفت که برطبق آن، تمامی وزرای سابق در یک کانونی گرد هم آمدند و چند جلسه هم تشکیل دادند و قرار شد کمیسیونهایی چون اقتصادی، فرهنگی، امنیتی، اجتماعی، سیاست داخلی، سیاست خارجی و ... تشکیل شود و وزرای سابق در این کمیسیونها عضو باشند و دولت از توان کارشناسی آنها استفاده کند. متاسفانه این فعالیت ادامه نیافت.
واقعیت این است که تجارب مدیران گذشته باید به شکلی در کنار مدیران جدید قرار گیرد ولی متاسفانه دولت احمدی نژاد با بی اعتنایی نسبت به پیشنهاد دلسوزان در زمینه تشکیل اتاق فکر در وزارتخانه ها و سازمانهای دولتی، عملا قادر به استفاده از این تجارب نیست و به همین دلیل، بسیاری از مدیران سابق در سطح ادارات و وزارتخانه ها، بیکارند یا اساسا در جایی مشغول به کار نیستند.
AHMADI NEJAD and J.W.BOUSH
محورهای اصلی نامه احمدی نژاد به بوش در خبرگزاری فرانسه
خبرگزاری فارس: منابع خبری غربی محورهای اصلی نامه رئیس جمهور ایران به همتای آمریكاییاش را جنگ عراق، اسرائیل، مسئولیت رهبران جهان، پرونده هستهای ایران و مذهب برشمردهاند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه از نیویورك، محمود احمدینژاد در نامه خود به جرج بوش، ضمن شكایت از سیاستها و نظرات آمریكا و نیز شرایط جهانی، خواستار پرهیزگاری رهبران جهان شده است.
در این نامه 18 صفحهای كه به زبان انگلیسی نوشته شده و نسخهای از آن در اختیار این خبرگزاری قرار گرفته است، به بوش توصیه شده است با بازگشت به اصول مذهبی برای حل مسئله هستهای ایران تلاش كند.
بر اساس این گزارش محورهای اصلی این نامه به این ترتیب است:
جنگ عراق
با بهانه وجود تسلیحات كشتار جمعی، این حادثه ناگوار هم مردم كشور اشغال شده و هم مردم كشور اشغالگر را در خود غرق كرده است. و بعدها مشخص شد از همان ابتدا هیچ تسلیحات كشتار جمعی وجود نداشته است.
اسرائیل و هولوكاست
پس از جنگ آنها ادعا كردند شش میلیون یهودی كشته شدهاند. (...)
حال اگر فرض كنیم این رخدادها واقعیت داشته باشد. آیا این میتواند دلیلی منطقی برای ایجاد كشور اسرائیل در خاورمیانه یا حمایت از چنین كشوری باشد؟ این پدیده را چگونه میتوان توضیح داد یا استدلالی منطقی برای آن ارائه كرد؟
مسئولیت رهبران
مردم بر عملكرد ما نظارت دارند. آیا ما توانستیم برای مردم صلح، امنیت و سعادت بیاوریم و یا ناامنی و بیكاری برای آنها به بار آوردهایم؟ (...)
آیا ما از حق مردم در سراسر جهان دفاع كردهایم یا بر آنها جنگ تحمیل كردهایم، بصورت غیرقانونی در امور آنها دخالت كردهایم، زندانهای جهنمی ایجاد كرده و برخی از آنها را زندانی كردهایم؟ آیا ما صلح و امنیت جهانی را به ارمغان آوردهایم و یا وهم، ارعاب و تهدید برای آنها ایجاد كردهایم؟
پرونده هستهای و شورای امنیت سازمان ملل
مردم جهان از شرایط كنونی خرسند نیستند و توجهی به نظرات و وعدههای تعدادی از رهبران بانفوذ جهان ندارند. بسیاری از مردم سراسر جهان احساس ناامنی كرده و با گسترش ناامنی و جنگ مخالف بوده و سیاست های دوگانه را نپذیرفته و تایید نمیكنند. (...)
مردم جهان هیچ اعتمادی به سازمانهای بینالمللی ندارند زیرا حقوقشان توسط این سازمانها مورد حمایت قرار نمیگیرد.
چگونه است كه هر دستاوردی علمی و فنآوری كه در خاورمیانه حاصل میشود به معنی تهدیدی برای رژیم صهیونیستی تعبیر و تصویر میشود؟
مذهب
ما معتقدیم بازگشت به آموزههای پیامبران الهی تنها مسیر منتهی به سعادت است. به من گفتهاند جنابعالی (بوش) از آموزههای مسیح (علیه السلام) پیروی میكنید و به وعده الهی برای حكومت صالحان بر زمین باور دارید.
آیا شما این دعوت را نمیپذیرید؟ دعوت به بازگشت حقیقی به آموزههای پیامبران، به توحید و عدالت، به حفظ شان انسانی و فرمانبرداری از (خداوند) قادر و پیامبرش؟ بدون شك مردم با اعتقاد به خداوند و آموزههای پیامبران میتوانند بر این مشكلات فایق آیند.
محمد باقر قالیباف، شهردار تهران گفت: هیچ قصدی برای بازگشت به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و رفتن از شهرداری تهران ندارم.
برخی از نشریات به تازگی از درخواست بازگشت شهردار تهران به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تا قبل از انتخابات شوراها در آبان ماه امسال خبر داده بودند.
قالیباف روز سهشنبه در گفتوگو با ایرنا، انتشار اخبار مبنی بر استعفای وی از شهرداری تهران را شیطنتهای برخی مطبوعات و رسانهها دانست و گفت: من در شهرداری تهران هستم و از كار خود هم رضایت دارم.
وی درخصوص اینكه تا چه زمانی در شهرداری تهران حضور خواهد داشت، تصریح كرد: تا هر زمانی كه شورای اسلامی شهر تهران صلاح دانسته و از روند فعالیت شهرداری رضایت داشته باشد به عنوان شهردار در شهرداری تهران باقی خواهم ماند.
قالیباف تاكید كرد: خوشبختانه هیچ مشكلی بین شهرداری و شورای اسلامی شهر تهران وجود ندارد و تمامی امور با حسن نظر و مشورت یكدیگر در حال انجام است.
شهردار تهران خاطر نشان كرد: طرحها و برنامههای بسیاری در شهرداری تهران وجود دارد كه تازه آغاز شده و باید به سر انجام برسد.
بوش: تهدیدات احمدىنژاد را جدى بگیرید
جرج دبلیو بوش رییس جمهور آمریكا جامعه جهانى را فراخواند تا تهدیدهاى محمود احمدىنژاد رییس جمهورى اسلامى ایران علیه اسراییل را «بسیار جدى بگیرد».
به گزارش دویچهوله، بوش به روزنامه آلمانى «بیلد آم زونتاگ» گفت: ”وقتى او (احمدىنژاد) مىگوید كه مىخواهد اسراییل را نابود كند، جهان باید این را بسیار جدى بگیرد“. بوش افزود: ”این تهدیدى جدى علیه یكى از موتلفین آمریكا و آلمان است“. رییس جمهور آمریكا همچنین با وجود اشاره به اینكه ایالات متحده راههاى دیپلماتیك را دنبال مىكند، تصریح كرد كه براى او كماكان حمله نظامى به عنوان یك گزینه مطرح است. بوش گفت: ”من ترجیحا مىخواهم موضوع را از راههاى دیپلماتیك حل كنم. من فكر مىكنم ما مىتوانیم در این راه موفق شویم، اما تمامى گزینهها بایستى روى میز باشند“.
احمدینژاد در لیست بانفوذترین شخصیتهای جهان
«تایم» از محمود احمدی نژاد رئیسجمهور ایران به عنوان یكی دیگر از بانفوذترین شخصیتهای جهان نام برده است كه گمنامی خود را كنار زده است تا به یكی از مورد توجهترین رهبران جهان تبدیل شود.
به گزارش فارس، مجله آمریكایی «تایم» در جدیدترین شماره خود فهرست اسامی یكصد نفر از با نفوذترین شخصیتهای جهانی در سال 2006 میلادی، از جمله جرج بوش رئیس جمهور آمریكا و محمود احمدینژاد رئیس جمهوری ایران را منتشر كرده است.
تایم با اشاره به ناكامیهای جورج بوش رئیس جمهوری آمریكا نوشت: زمان وی هنوز به پایان نرسیده است دو مسئله مهاجرت و ایران دو چالش مهم پیش روی بوش و در عین فرصتهایی برای موفقیت وی به شمار میروند.
در این طبقه بندی، همچنین نام اسماعیل هنیه نخستوزیر فلسطین، «الین جانسون سیرلف» رئیس جمهور لیبریا كه اولین رئیس جمهور زن آفریقا است، «آنگلا مركل» صدر اعظم آلمان، «هوگو چاوز» رئیس جمهور ونزوئلا، «ایمن الظواهری» مغز متفكر شبكه تروریستی القاعده، «بیل و ملیندا گیتس» روسای شركت رایانهای میكروسافت و «زاهی حواس» رئیس سازمان آثار باستانی مصر مشاهده میشود.
پرتاب ماهواره اسرائیل برای جاسوسی از ایران
اسرائیل برای رصد و كنترل فعالیتهایی كه در ایران میشود و جاسوسی علیه تهران، ماهواره جدید جاسوسی خود را در مدار قرار داد.
به گزارش خبرگزاری فرانسه از قدس، اسرائیل دیشب در یادبود هولوكاست یك ماهواره پیشرفته جاسوسی به فضا فرستاد تا فعالیتهایی را كه در ایران میشود از نزدیك كنترل و رصد كند.
بنا بر این گزارش، تصمیم برای رصد فعالیتهای تهران زمانی قوت یافت كه محمود احمدینژاد رئیس جمهوری ایران سخنانی آتشین علیه اسرائیل بر زبان آورد.
به گزارش فارس، خبرگزاری ایتارتاس روسیه نیز به نقل از یكی از سخنگوهای مركز فضایی نظامی روسیه در منطقه "آمور" در شرقیترین نقطه این كشور اعلام كرد، ماهواره جدید "دی 3 ایروس بی" كه شركتهای صنایع هوایی اسرائیل آن را ساخته با موشكی روسی از نوع " توپول" كه با سوخت سنگین كار میكند از این مركز به فضا پرتاب شد.
بنا بر گزارش ایتارتاس، این ماهواره، 20 دقیقه پس از پرتاب در مدار خود جای گرفت.
این ماهواره جاسوسی هشت تا ده سال در مداری با فاصله 480 تا 600 كیلومتر از زمین باقی خواهد ماند و هر 90 دقیقه یك بار دور زمین خواهد چرخید.
این ماهواره به سیستم تصویربرداری با دقت بسیار مجهز است كه به آن اجازه میدهد از اشیاء روی زمین و كمتر از 70 سانتیمتر تصویربرداری كند.
قدرت بالای تصویربرداری این ماهواره به اسرائیل اجازه میدهد توان و فعالیتهای جاسوسی خود را كه تاكنون با ماهواره ایروس به عمل میآورد، بهبود بخشد.
ماهواره ایروس از سال 2000 تاكنون در مدار است.
"شائول موفاز" وزیر دفاع اسرائیل پس از پرتاب ماهواره در بیانیهای اعلام كرد، پرتاب این ماهواره موفقیتی بزرگ برای صنایع نظامی اسرائیل و سازمانهای دفاعی آن است و فعالیت آن میتواند توان اسرائیل را در جمعآوری اطلاعات بسیار مهم در خارج از مرزهای آن افزایش دهد.