islamic culture
|
|
|
|
|
|
|
تو بیکرانه ای و بیکرانگی تویی ، چرا که تو هستی و هستی بیکرانه است . تو هستی و چه جیز خواهد توانست کرانه ای بر هستی تو باشد . هستی را تنها هستی کرانه خواهد بود که این خود عین بیکرانگی هستی، یعنی بیکرانگی توست .
|
نیستی را هرگز توان آن نخواهد بود که کرانة تو باشد .
چرا که نیستی نیز تنها با پوشیدن جامه تو قابل اشارت خواهد بود، و جز بیکرانه
در پرتو روشنایی حضور تو نیستی را معنایی نتوان بود .
نیستی سلب هستی است، و چه چیز خواهد توانست که هستی را از
هستی ، و هستی را از هست، و هست را از هستی سلب نماید .
از آنجا که هستی هست است هیچ کرانه ای نتوان یافت،
چرا که هستی عین بیکرانگی است .